Log in to hire Solmaz

Solmaz Daryani

Photographer
    
The eyes of Earth (Urmia Lake)
Location: United Kingdom
Nationality: Iranian
Biography: I am a self-taught Iranian photojournalist and documentary photographer based in Tabriz, Iran and Newcastle, UK. My personal work explores the connections between socio-economic drought, climate change migration, water crisis, and the environment... read on
Public Story
The eyes of Earth (Urmia Lake)
Credits: solmaz daryani
Date of Work: 12/31/69 - Ongoing
Updated: 10/08/19

The Eyes of Earth (THE DEATH OF LAKE URMIA)

“A lake is earth’s eye; looking into which the beholder measures the depth of his own nature.” Henry David Thoreau


Lake Urmia is located in the northwest of Iran. It was once the biggest salt lake in the Middle East and sixth biggest salt lake on earth situated between two neighbouring provinces (East-Azerbaijan and West-Azerbaijan) in Iran. Lake Urmia was home to many birds like ducks, pelicans, and flamingoes.10 years ago; the lake was still a popular destination for vacationers. Bathers immersed themselves in the saline water and smeared their bodies with its legendary black mud, which helped to treat skin disease. 


 My extended family on my mother’s side born and lived in Sharafkhaneh port. The town used to be one of the heavily travelled touristic villages on the north coast of Lake Urmia. My grandfather had built a motel beside the lake, and my uncles were sailors. Less than a decade ago, my grandfather hosted dozens of tourists a day in the summers, with his two sons taking them on boat tours.


 During past 20 years, approximately 80% of this lake dried due to climatic changes, excessive development in the agriculture sector, lack of correct management of water consumption and excessive dams constructed on the lake’s basin river in this area. At the moment, hopes for the salt lake’s survival have been revived after 2018 torrential rain has boosted a government program aimed at preserving it before it dries up.


 The desiccation is one of the most unfortunate environmental disasters of Iran in recent years. It will increase the frequency of salt storms that sweep across the exposed lakebed, diminishing the productivity of surrounding land and encouraging farmers to move away. More than 4 million people live in two neighbouring provinces (East-Azerbaijan and West Azerbaijan) around the lake and agriculture, animal husbandry, and handicraft making play a significant role in the region.


 As the lake dried up, agriculture waned which caused my grandparent’s garden dry and deserted. Lake’s ducks; flamingos and pelicans have vanished, too. My childhood in Sharafkhaneh seems like a long time ago. The motel abandoned, and the almond trees have withered. The port today is a sparsely populated village where most people are old, and it no longer resembles the place where I left my childhood memories.


 The project investigates the impacts of drying of Urmia Lake on people and the environment around it and to demonstrate environmental, economic, physical and social changes that happened after lake shrinking. (the Year 2014-2019)

چیزی که به انسان هویت می بخشد رابطه هایی است که میان فضاها و رویداد های  گذشته اش وجود دارد.خاطره و حافظه ارتباط بین گذشته وآینده  من است. برای اینکه بدانم به عنوان یک فرد چه کسی هستم نیاز دارم بدانم که چه کسی بوده ام. زمان و محل تولد، اعتقادات و ریشه های قومی و بسیاری از خصوصیات دیگر همگی بخشی از هویت من را تشکیل میدهند.اگر خشک شدن و از بین رفتن دریاچه ی ارومیه فقط محو شدن یک لکه ی آبی از روی نقشه ایران است، برای من و مردمانی که با آن زیسته اند از بین رفتن و فراموشی بخشی از هویت، خاطرات و چه کسی بودنمان است.


خانواده ی مادرم  در بندر شرفخانه که شهرستانی درساحل شمالی دریاچه ی ارومیه است به دنیا آمده و زندگی کرده اند.پدربزرگم مسافرخانه ای نزدیک به دریاچه ساخته بود که اتاق های آن را به مسافرانی که به بندر و دریاچه می آمدند، اجاره میداد و دایی هایم در ساحل آن شغل قایقرانی داشتند. سالها ازتمام شدن کودکی ام در بندر شرفخانه می گذرد، از آن زمان تا به حال دریاچه تغییرات بسیاری کرده است ودیگر شبیه مکانی که حافظه ی کودکی خود را درآن رها کرده ام نیست. همه ی ما کودکیمان را جایی خوب یا بد جا گذاشته ایم جایی که خوب میشناسیمش و روزی که به آنجا باز گردیم سفر ما به زمانی که این مکان، آن را در خود تسخیر کرده است آغاز می شود.


دریاچه ارومیه که در شمال غربی ایران، ما بین دو شهر مهم در استان های آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی واقع شده است زمانی بزرگترین دریاچه ی نمک در خاور میانه به حساب می آمد.در طول ۱۰ سال گذشته حدود ۸۰٪ از آن به علت تغییرات اقلیمی و توسعه ی بی رویه و بدون مطالعه ی کشت در بخش کشاورزی وعدم مدیریت صحیح مصرف آب دراین بخش، خشک شده است.


این تغییردر دریاچه باعث از بین رفتن باغ ها، مجتمع های تفریحی و از رونق افتادن گردشگری وفرصت های شغلی برای مردم منطقه شده است و بندر شرفخانه و دیگر روستاهای کنار دریاچه در حال تبدیل شدن به مکان هایی کم جمعیت و متروک هستند.


هدف من از به تصویردرآوردن دریاچه ارومیه، بیان داستانی است که تاثیرات خشک شدن دریاچه بر زندگی انسان هاییکه در اطراف دریاچه زندگی میکنند را نشان دهم.در این داستان متشکل ازعکسها که تصویری عاطفی از یک مکان و زمان است که در آنها گذشته و حال ملاقات میکنند، حافظه ی کودکی خود را،که بخش بزرگی از هویت من را در خود جای داده است، فرا خواهم خواند. با روایت داستان انسان ها و دریاچه در واقع ردی ازکودکی وخاطرات و چگونگی به خاطر سپردن گذشته و تاثیری که روزهای سپری شده در بندر شرفخانه ودریاچه در کنار پدربزگ و مادربزرگ، بر هویت من داشته است را جستجو خواهم کرد. 

9,415